بیرق سبز

دخالت در انتخابات مجلس و احزاب، از منصور تا هویدا
نویسنده : - ساعت ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ بهمن ،۱۳۸٩
 

دخالت در انتخابات مجلس و احزاب، از منصور تا هویدا

 

 

حسنعلى منصور در سال 1340 به همراه محسن خواجه نورى، منوچهر شاهقلى، فتح‏اللّه‏ ستوده وهویدا، کانون ترقى را تأسیس کردند. در ابتدا، جلسات هفتگى این کانون منحصر به بحث درباره مسایل اقتصادى بود، لیکن با شروع فعالیتهاى انتخاباتى دوره بیست‏ویکم مجلس شوراى ملى، میدان دار فعالیت‏هاى پارلمانى شد و در مجلس، فراکسیون مترقى را تشکیل داد

 

ائتلاف این فراکسیون با گروه دهقانان و کارگران و... منجر به تشکیل فراکسیون نهضت ششم بهمن با حضور 135 نماینده شد. با قرار گرفتن اکثریت مجلس در دست این فراکسیون که در رأس آن حسنعلى منصور قرار داشت، سرانجام با تصویب محمدرضا پهلوى، در تاریخ 24 آذرماه 1342، حزب ایران نوین اعلام موجودیت کرد و پس از گذشت سه ماه، منصور به نخست‏وزیرى رسید. پس از اعدام انقلابى حسنعلى منصور که درست یازده ماه پس از اشغال کرسى صدارت بود و به دست شهید محمد بخارایى اتفاق افتاد، امیرعباس هویدا، میراث او (حزب ایران نوین) را تحویل گرفت و نخست‏وزیر شد.

هویدا بهایى‏زاده بود که زندگانى مرموز و پر شروشورى را در جوانى گذراند و بنابر نقل، در دورانى که به عضویت حزب کمونیست لهستان در ورشو درآمده بود، در سلک اعضاى فراماسونرى جهانى هم قرار داشت و با دستگاه اطلاعاتى ایران نیز همکارى مى‏کرد.

بررسى زندگى سیاسى هویدا نشان مى‏دهد که دست هاى مرموزى حامى او بوده و اسباب ترقى سریع وى در سلسله مراتب سیاسى کشور را فراهم کرده‏اند، به‏طورى که از کارمندى ساده اداره سوم سیاسى وزارت خارجه، در کوتاه ترین مدت به ریاست‏الوزرائى رسید.

با طلوع ستاره اقبال «کانون مترقى» روشن بود که سردمداران این جریان نوظهور به زودى پست هاى کلیدى را به دست خواهند گرفت و این پدیده براى منوچهر اقبال، چهره قدیمى دربار و رئیس جدید شرکت نفت، وهن‏آور بود. اقبال مغرور که هنوز زخم کارى را ـ که از رقیب مقتدر خود، اسداللّه‏ علم خورده بود ـ در سینه داشت، برخوردى کینه‏توزانه با هویدا پیش گرفت و در این ماجرا ضربه‏اى سهمگین خورد:

«طبق اطلاع دکتر اقبال مدیرعامل شرکت ملى نفت ایران در یکى از ساعات ادارى هویدا را احضار کرده لیکن در آن موقع هویدا در اداره نبوده و دکتر اقبال به منشى نامبرده پیغام داده هر وقت هویدا به اداره آمد بیاید نزد من، پس از چند ساعتى هویدا در شرکت ملى نفت حاضر شده و نزد دکتر اقبال رفته، مدیرعامل شرکت نفت به هویدا اظهار داشته : چون خسته شده‏اید خوب است مدتى استراحت کنید و هویدا را به ریاست یکى از مؤسسات شرکت نفت که اخیراً تشکیل شده، منصوب کرده است.

یکى از نمایندگان مجلس شوراى ملى اظهار داشته پس از این جریان حسنعلى منصور دبیرکل حزب ایران نوین که مى‏گویند کابینه آینده را تشکیل خواهد داد، به‏منظور عکس‏العمل با اقدام اخیر دکتر اقبال، هویدا را به سمت وزیر دارایى کابینه خود در نظر گرفته که غیرمستقیم رئیس دکتر اقبال باشد، چون وزیر دارایى رئیس شوراى عالى نفت هم مى‏باشد.

بروز شایعه نخست‏وزیرى حسنعلى منصور و انتصاب وزراى کابینه مشارالیه و از جمله منصوب شدن امیرعباس هویدا مدیر فعلى امور ادارى شرکت ملى نفت در رأس وزارت دارایى باعث ناراحتى فوق‏العاده دکتر منوچهر اقبال مدیرعامل شرکت ملى نفت شده به‏طورى که یک پرونده قطور از عملیات خلاف هویدا درشرکت نفت جمع‏آورى کرده و آن را به بیشتر دوستان نزدیک خود نشان مى‏دهد.

توضیح آن که انتصاب هویدا که در حال حاضر نفوذ زیادى روى منصور دارد به وزارت دارایى موجب خواهد شد که از لحاظ ادارى دکتر اقبال زیر دست ایشان قرار گیرد و لذا انتشار این خبر باعث ناراحتى دکتر اقبال شده است.

موضع حزب ایران نوین، عمدتا حمایت کامل از سرمایه‏دارى وابسته، بها دادن فوق‏العاده به حاکمیت نظامى و استقرار حاکمیت آمریکا در ایران بود. این امر از طریق تسلط کامل بر مجلس فرمایشى شوراى ملى و در ظاهر دموکراسى صورت مى‏گرفت که وجود حزب مردم در مقابل حزب ایران نوین نیز ناشى از نمایش این دموکراسى بود.

در تمام طول تاریخ مشروطیت ایران، مجلسى بى‏شخصیت‏تر و دست نشانده‏تر از مجلس دوران حکومت هویدا وجود نداشته است. مجلس در این دوران به آلت بى‏اراده‏اى در دست دولت تبدیل شده و آنچه را هویدا مى‏خواست با یک قیام و قعود به تصویب مى‏رسید.

یک عده بى‏سواد و یک عده نخبه از نظر مقام‏پرستى و پول‏پرستى و تجمل، به همراه تعدادى فراماسون، جاسوس بیگانه، سرمایه‏دار و یا ساواکى، عنوان نمایندگى مردم را غصب کرده و فى‏الواقع با جعل آراى مردم به انواع خیانت هیأت حاکمه آب و رنگ قانونى مى دادند.

ریاست چنین مجلسى هم به عهده یک ماسون کهنه‏کار ـ عبداللّه‏ ریاضى ـ بود. مردى که دوستان نزدیکش در مورد او مى‏گفتند:

«ریاضى به خاطر پول همه کار مى‏کند، حتى کارهاى خوب

مجلس شوراى ملى در دوره حکومت هویدا یکسره تحت نفوذ او قرار داشت و وکلا عموما از میان افرادى انتخاب مى‏شدند که رفیق گرمابه و گلستان «آقا» بودند. کرسى‏هاى وکالت عموما خرید و فروش مى‏شدند. حزب ایران نوین که شاه آن را پاسدار انقلاب سفید! مى‏نامید، از منتظرالوکاله‏ها مبلغ کلانى به‏عنوان سرقفلى براى پهن کردن بساط در بهارستان، دریافت

مى‏ کرد

حزب مردم نیز نمایندگانى در مجلس داشت و رژیم شاهنشاهى با حفظ آن به‏عنوان اقلیت مى‏کوشید کاریکاتورى از دموکراسى حزبى در سیستم پارلمانى خود جلوه دهد و دولت مى‏کوشید به سبک حکومت انگلستان، روش انتخابات در آن کشور را، در ایران على‏الظاهر حفظ کند و یا مثلاً اداى انتخابات آمریکا را که در آن دو حزب عمده فعالیت دارند، در بیاورد.

یک بار شاه گفته بود :

«در کشور ما هم باید عدد حکومت کند و هر حزب که توانست در دل مردم و افکار عمومى رسوخ یابد، البته می تواند که دولت را در دست گیرد...»

روى همین گفته‏ها بعضى از اعضاى «حزب مردم» نزدیک انتخابات دوره افتادند و حزب ایران نوین متعلق به «هویدا» را به باد انتقاد گرفتند و خیلى زود هم چوب این خوش‏باورى را خوردند!

اولاً وقتى کار انتقادات حزب مردم از حزب ایران نوین بالا گرفت و روزنامه ارگان حزب اقلیت موسوم به روزنامه مردم، دولت را مورد انتقاد قرار داد، عامرى دبیرکل حزب مردم که براى فعالیت هاى انتخاباتى عازم شمال کشور بود، در یک حادثه مشکوک به قتل رسید و جراید کشور نوشتند که عامرى در اثر برخورد اتومبیلش با یک گاو سرگردان در جاده هراز کشته شده است! اما آگاهان مى‏گفتند که شاه قبل از این حادثه در محفلى گفته بود:

«به این مردک بگویید مگر مال این مملکت نیست؟ مگر نمى‏داند ما حزب ایران نوین را به‏عنوان پاسدار انقلاب سفید مفتخر کرده‏ایم و هرگونه ایرادگیرى و تخطئه این حزب به انقلاب لطمه مى‏زند

حفظ ظاهر دموکراسى حزبى و سیستم انتخاباتى و پارلمانى آزاد! بزودى جاى خود را به پدیده‏اى به نام حزب رستاخیز ملت ایران داد.

سند زیر گزارش تاریخى از چگونگى دعواهاى حزبى و انتخاب نمایندگان مجلس شوراى ملى است، که خوانندگان محترم را به مطالعه دقیق و تحلیلى آن، توصیه مى‏کنیم:

تاریخ : 21 بهمن 48

موضوع : آقاى هویدا نخست‏وزیر و احزاب

در تاریخ 17 دی ماه 48 آقاى هویدا نخست‏وزیر ضمن یک مذاکره کاملاً خصوصى به رحیم زهتابفرد مدیر روزنامه اراده آذربایجان و عضو کمیته مرکزى حزب مردم اظهار داشته است :

ما در دفتر سیاسى حزب ایران نوین با حضور دکتر یگانه، دکتر کلالى و مهندس ارفع چندین مرتبه راجع به وضع شما (زهتابفرد) تبادل‏نظر کرده و به این نتیجه رسیده‏ایم چون از هر جهت فردى سالم و مورد اعتماد مى‏باشید، مصلحت آن است که از حزب مردم استعفا و به عضویت حزب ایران نوین در آیید. زیرا تنها در این صورت امکان خواهد داشت در انتخابات آینده که مقدمات و زمینه آن از هم‏اکنون فراهم مى‏شود شرکت کنید و به احتمال زیاد دولت فعلى حسب‏الامر شاهنشاه آریامهر مأمور انجام انتخابات خواهد گردید و در نتیجه شما از مرکز استان آذربایجان به نمایندگى مجلس شورا انتخاب شوید.

آقاى نخست وزیر اضافه نمود: در حال حاضر وضع حزب ایران نوین در استان آذربایجان خوب نیست و حزب روى مردم آن استان داراى نفوذ معنوى نمى‏باشد و از طرفى طبق طرح کلى در مراکز استان براى انتخاب اعضاى حزب مردم سهمیه‏اى داده نمى‏شود تا در انتخابات آینده زهتابفرد بتواند خود را از تبریز کاندیدا نموده و انتخاب شود.

آقاى نخست‏وزیر تأکید نموده که استعفاى زهتابفرد از حزب مردم و پیوستن به حزب ایران نوین ضامن موفقیت وى در انتخابات آینده خواهد بود.

نظریه منبع :

1ـ افشاى خبر نزد هویدا نخست‏وزیر موجب شناسایى گزارش‏دهنده خواهد شد.

2ـ رحیم زهتابفرد در انتخابات گذشته از طرف حزب مردم کاندیداى انتخابات از شهرستان خلخال معرفى شد ولیکن به علت انتشار مقاله‏اى در روزنامه اراده آذربایجان در همین زمینه مبنى بر این که آشنایى قبلى با مردم خلخال نداشته و بلکه به او تکلیف شده که خود را از آن شهرستان کاندیدا اعلام نماید. لذا این موضوع باعث عدم موفقیت وى در انتخاب شد در حالى که زهتابفرد اهل تبریز بوده و امکان دارد که با آراى طبیعى مردم تبریز به نمایندگى انتخاب گردد.

3ـ اخیرا از طرف مقامات دولتى و حزب ایران نوین اعضاى کمیته مرکزى حزب مردم در تبریز که افراد موجه و سرشناسى بوده و در سابق بنا به خواست و معرفى زهتابفرد به این سمت انتخاب گردیده تحت فشار قرار گرفته‏اند که از حزب مردم استعفا و به عضویت حزب ایران نوین درآیند که از جمله اعضاى کمیته مرکزى حزب مردم در تبریز کلانترى رئیس جمعیت شیروخورشید سرخ آن شهرستان و آقاى دیبا (از منسوبین علیاحضرت شهبانوى ایران است) مى‏باشند. (توضیح آن که کلانترى در تبریز حدود 2500 رأى طبیعى در اختیار دارد.)

4ـ رحیم زهتابفرد در کلیه ادوار زندگى، فردى شاهدوست و میهن‏پرست بوده که هیچ‏گاه به خاطر به دست آوردن مقام خود را در اختیار قدرت ها قرار نداده و بلکه همواره مجرى نیات شاهنشاه آریامهر بوده و و عقیده دارد که هر طور ذات اقدس ملوکانه اراده فرمایند مطیع محض باشد.

 

5 ـ چنانچه نظر و اراده شاهنشاه آریامهر درباره سیاست چند حزبى کشور مانند گذشته ثابت باشد تضعیف حزب مردم به شرح بالا از طرف دولت فعلى به مصلحت نمى‏باشد و باید از طریق مقامات عالیه و مسوول ساواک جریان امر به شرف عرض شاهنشاه برسد تا هرطور اراده فرمایند اقدام و زهتابفرد هم که همواره مورد مرحمت و الطاف شاهنشاه قرار داشته خط‏ مشى خود را تعیین نماید.

نظریه 20 ه‍ 8

1ـ خبر صحیح به نظر مى‏رسد.

2ـ نظریه منبع مورد تأیید است.

3ـ چنانچه رحیم زهتابفرد از قبول پیشنهاد آقاى نخست‏وزیر به شرح بالا استنکاف نماید، امکان دارد که در انتخابات آینده مانند دوره گذشته با عدم موفقیت روبه‏رو شده و چون از سالهاى قبل در امور سیاسى کشور بوده و در هر شرایط نسبت به شاهنشاه و مملکت خود تعصب خدمتى داشته و عملاً موارد آن را به ثبوت رسانیده لذا از لحاظ وضع معیشت در مضیقه قرار خواهد گرفت (به‏طورى که حالا نیز قرار دارد.)

4ـ چنانچه اراده شاهنشاه آریامهر در برقرارى سیستم یک و یا چند حزبى در کشور ممنوع گردد فقط در آن صورت زهتابفرد نسبت به ابقا در حزب مردم و یا استعفا از حزب مزبور و قبول عضویت حزب ایران نوین تصمیم مقتضى اتخاذ خواهد نمود.

5ـ با توجه به مفاد گزارش خبرى چنانچه از طرف مقامات عالیه ساواک با رحیم زهتابفرد مصاحبه‏اى به منظور کسب اطلاع زیادتر در این زمینه انجام شود، عملى به مصلحت خواهد بود


 
 
25 بهمن ماه مرصاد فتنه‌گران
نویسنده : - ساعت ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ بهمن ،۱۳۸٩
 

25 بهمن ماه مرصاد فتنه‌گران

   نبوغ و تراوشات ذهنی منوراالفکران!! بست نشسته در خارج برای فتنه‌گران، الگوگیری از ترفند"اسب تروا" و کاربرد آن در راه‌پیمایی 22 بهمن سال گذشته بود و ماه‌ها درباره‌ی آن اندیشه و برنامه‌ریزی کرده تا شاید به خیال خام خودشان، طرفی از این ابتکار خارق‌العاده بسته و با ظهور یکباره طرفداران در میدان و آشکار‌سازی علایم سبز، مراسم را به نفع خود، مصادره به مطلوب نمایند. اما در عمل هیچ‌ بهره‌ای جز خفت، خواری و شرمندگی برای عاملان و مجریان داخلی آن نداشت. به طوری که تا مدت‌ها این طرح مورد تمسخر و مضحکه عام و خاص در جبهه‌ی اپوزیسیون و... شده و جریان فتنه را در محاق قرار داد.

    اما به نظر می‌رسد ناکامی خفت‌بار سال گذشته درس عبرتی برای آن‌ها نبود و فتنه‌گران این‌بار در دام دیگری گرفتار شده‌اند که بایستی نتیجه این سفاهت را در روز 25 بهمن ماه 89 به نظاره نشست.

فتنه‌گران که طی یک‌سال و نیم گذشته برای نظام اسلامی درسر درست کرده و مردم را به زحمت می‌انداختند. این‌بار فریب خارج‌نشینان و مشاوران وابسته‌شان را خورده‌ و برای 25 بهمن اعلام راه‌پیمایی نموده‌اند. فتنه‌جویان داخلی در دام دسیسه‌گران خارج‌نشین گرفتار شده و دست به اقدامی زده‌اند که جز اضمحلال و انهدام جنبش سبز برای آن چیز دیگری نمی‌توان متصور بود. 

    هم‌اکنون که 22 بهمن با آن عظمت برگزار شده و مردم فهیم ایران اسلامی به حمایت مردم مصر و تونس شعارهای انقلابی سرداده‌اند و مبارک فرار کرده است. اینان نه می‌توانند از تقاضای خود عقب‌نشینی کرده و درخواست لعو راه‌پیمایی را مطرح کنند.(سابقه نشان داده کروبی و موسوی لجباز‌تر از آن هستند که حتی اگر فهمیدند اشتباه کرده‌اند، از حرف غلط خود بازگردند) و نه کسی حاضر است پای اشتباه آن‌ها بایستد و در روز 25 بهمن به صحنه بیاید.(آخر با چه بهانه‌ای و با چه قیمتی)  

   یعنی هر کس بخواهد بیاید خودش را انگشت‌نمای عام و خاص کرده و مردم به نظام حق می‌دهند که با آنان هر نوع برخوردی که شایسته آن‌هاست انجام دهد.

   همین فریب را منافقین در اواخر جنگ تحمیلی از صدام خوردند. درست زمانی که عراق می‌خواست از شر منافقین خلاص شود، آن‌ها را به حمله به ایران ترغیب کرد. در همین اقدام نسنجیده منافقین بود که عملیات ظفرمند مرصاد شکل گرفت و خفت و خواری و شکست نصیب منافقین گشت که خداوند وعده فرموده است: "ان ربک لبالمرصاد"

 

 


 
 
پوستر / وعده ما 25 بهمن
نویسنده : - ساعت ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ بهمن ،۱۳۸٩
 
پوستر / وعده ما 25 بهمن

 


 
 
ناامیدی هرمی ها از بازارگرمی در ایران/
نویسنده : - ساعت ۱۱:۱٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ بهمن ،۱۳۸٩
 

 ناامیدی هرمی ها از بازارگرمی در ایران/

حنای نت ورک دیگر رنگ ندارد

 

با وجود اینکه هنوز هم افرادی از سر ناآگاهی در دام شرکتهای هرمی و ترفندهای جدیدشان گرفتار می شوند اما هوشیاری و اقدامات ضربتی نیروهای امنیتی و انتظامی سبب شده ایران دیگر جای مناسبی برای ادامه کلاهبرداریهای آنان نباشد.

15نفر بودند، از جوان 21 ساله تا مرد 65 ساله، از دانشجو گرفته تا بازاری و کشاورز، دستبندهای پلاستیکی جریان خون را کند کرده بود. چشمهایشان را به گلهای قالی دوخته بودند تا عکاسان تصویری از آنها منتشر نکنند، انگار به دنبال آبرویشان در لابلای نخهای قالی می گشتند. آنها نه قاتل بودند و نه سارق، به قول خودشان تا کنون لقمه حرام سرسفره خانواده نبرده بودند. برایشان این دستبند شاید اولین و آخرین بندی بود که به دلیل بی اطلاعی، غفلت و رویای رسیدن به تمام آرزوهای دنیوی اسیر آن شدند. بندی که سالهاست به نام تجارت الکترونیک و به کام شرکتهای هرمی برای ایرانیان دام گسترده است. 

نخست در اوایل دهه 80 تجارت الماس یا همان دیاموند بود که با زرق و برق خیره کننده ای وارد بازار مجازی ایران شد. پس از آن پرایم بانک یا همان تجارت طلا و بعد شرکتهایی مانند گلد گوئیست و ... چتر تبلیغات خود را باز کردند. تبلیغات چنان گسترده و وهم برنگیز و وسوسه آور بود که پای نمایندگان مجلس، هنرمندان، فوتبالیستها و چهرههای سیاسی را نیز به ماجرا باز کرد.

با وجود هشدارها و اطلاع رسانی پیرامون سوداگری و فعالیت غیرقانونی این شرکتها از سوی دستگاههای امنیتی و انتظامی بودند افرادی که در دام فریب گردانندگان این شرکتها گرفتار و با توجهیات آنان قانع شوند چنانچه وقتی برغیر شرعی بودن فعالیت و تجارت شرکتهای هرمی تاکید شد مدیران هرمی با سوء استفاده از اعتقادات مذهبی ایرانیان و جعل دستخط مراجع عظام سعی کردند فعالیتهای غیرقانونی خود را تطهیر کنند. 

ملل نیوز
به نقل از مهر » قانون ممنوعیت فعالیت شرکتهای هرمی در سال 84 به وزارت دادگستری ابلاغ و همه فعالیتهای هرمی به عنوان یکی از مصادیق اخلال در نظم اقتصادی برشمرده شد. بر اساس این قانون، افرادی که با قصد ضربه زدن به نظام وارد چنین فعالیتهایی شوند مفسد فی‌الارض شناخته شده و مجازات اعدام برایشان تعیین می‌شود. همچنین اگر فعالان اصلی این شرکتها قصد ضربه‌زدن به نظام را نداشته باشند به حبس از پنج تا 25 سال و 100 ضربه شلاق در انظار عمومی و فعالان خرده‌پا به حبس از 6 ماه تا سه سال و جزای نقدی معادل دوبرابر اموال نامشروع حاصله محکوم می‌شوند.

برآوردها حاکی از آن است که بیش از دو میلیون نفر در ایران فریب کوئست را خورده‌اند و اکثر آنان مالباخته هستند و تنها دو درصد از سرشبکه‌ها و لیدرهای کوئست منافع و سودهای کلانی به دست آورده اند. اغلب اعضایی که گرفتار شرکتهای هرمی شده‌اند دارای سنین 18 تا 22 سال هستند حال آنکه این سن بهترین زمان برای تحصیل و شکوفایی استعدادهاست اما صرف این کار بیهوده و خانمان برانداز می‌شود.

همچنین طی چهار سال اخیر 79 درصد منابع درآمدی شرکتهای هرمی دنیا از پول ایرانی‌ها تامین شده که از طریق صرافیهای غیرمجاز و رابطان ایرانی از کشور خارج شده است. به عنوان مثال یک صراف که قبلاً حلوافروش بوده، خانه‌ای هفت میلیارد تومانی خریداری کرده و یک میلیارد تومان برای بازسازی آن صرف کرده است. وی در منزلش یک قهوه‌خانه سنتی دایر کرده و 170 هزار خانواده اهوازی را فریب داده است.

بهمن ماه سال جاری عملیات شبانه نیروهای اطلاعاتی برای پلمپ 50 دفتر فعال شرکتهای هرمی و دستگیری بیش از یکهزار عضو اصلی این شرکتها برای چندمین بار در سال جاری انجام شد. گفتگو با افرادی که ندانسته و با وسوسه و ترفند تبلیغات سیاه به دام هرمیها افتاده اند همچنان این سوال را بی جواب می گذارد که چگونه این افراد بخشی از سرمایه زندگی شان را بر روی تجارتی ناشناخته، بدون مدرک و سند رسمی و قانونی سرمایه گذاری می کنند.

به من گفته بودند کوئست هرمی نیست

پیمان جوانی شیرازی 27 ساله با ظاهری آراسته در حالی که از غافلگیر شدنش در خانه یکی از سر شاخه های شرکت "QI " مضطرب و وحشت زده شده است در گفتگو با خبرنگار مهر می گوید: شغلم آزاد است و مدرک کارشناسی دارم. در مورد شرکتهای هرمی از تمامی هشدارها به خوبی مطلع بودم و یقین داشتم شرکت" QI" شرکت هرمی نیست چون به ازای پول محصول دریافت می کنیم و نوعی" network" و تجارت جدید است. مدت چهارماه است که در تهران دوره های آموزش بازاریابی برای جلب مشتری می بینم. تمامی افرادی که در این خانه هستند هر کدام از شهرستانهای مختلف جذب شدند تا مشتریهای شرکت را در تمامی کشور بیشتر و بیشتر کنند.

پیمان بغض گلویش را گرفته بود و دائم سرش پایین بود. دستبندهای پلاستیکی او را از تمامی رویاهایی که در ذهنش ساخته بود را نقش بر آب کرد. وقتی که پیمان را از ساختمان به داخل اتوبوس محکومان می بردند در حالی که گریه می کرد گفت: دیگر به آخر خط رسیدم نمی دانستم چقدر راه را اشتباه رفتم.

من در شهرم کاسب آبرو داری هستم

نعمت الله 45 ساله اهل مشهد، به گفته خودش 15 سال است که فروشگاه بوتیک دارد و از معتمدین بازار است. می گوید: سرم به کاسبی ام گرم بود که یکی از دوستانم به من پیشنهاد کرد که در شرکت "QI" عضو شوم. گفتم: من از شغلم راضی ام، درآمدم هم بد نیست. بعد از چند روز دوباره آمد مغازه من و گفت: تو دوست نداری هر سال یک هفته به یکی از کشورهای اروپایی سفر کنی و سالیانه 60 میلیون تومان هم درآمد داشته باشی! گفتم: مگر می شود؟ گفت: بله ولی ابتدا باید عضو شرکت شوی بعد هم با هم می رویم تهران تا کار در شرکت را یاد بگیری. اگر هشت میلیون و 500 هزار تومان به شرکت بدهی هم عضو شرکت می شوی و هم در قالب یک تور تفریحی تا 30 سال هر سال به مدت یک هفته می توانی از میان 130 کشور تعیین شده به یک کشور سفر کنی.

من هم وقتی حساب و کتاب کردم دیدم خوب است و قیمت مناسبی دارد. به هر قیمتی بود پول را با بهره بالا قرض کردم و دادم. بعد هم به من گفتند اگر خوب کار کنی می توانی در مدت دو ماه پول خود را دوباره به دست آوری. وقتی موضوع را به پسرم گفتم او هم به من هشدار داد که  پدرجان این شرکتها همه اش دروغ است و پول و آبرویت را از دست می دهی ولی گوش نکردم. بعد از چند ماه هر چه تلاش کردم نتوانستم زیرگروه پیدا کنم وقتی خواستم پولم را پس بگیرم به من ندادند تا اینکه به دنبال سر شاخه تا تهران آمدم و امشب دستگیر شدم.

نعمت الله دستانش می لرزید و دائم سرفه می کرد. می گفت: آسم دارم. ماموران دستبندش را باز کردند تا آبی به سرو صورتش بزند و اسپری اش را بزند. می گفت: تنها از آبرویم می ترسم. خدا کند کسی نفهمد...

وقتی به نعمت الله گفتم مگر از هشدارها و غیرقانونی بودن شرکتهای هرمی توسط رسانه ها مطلع نبودی گفت: من کاسب هستم و وقت نمی کنم اخبار و روزنامه ها ورق بزنم!

تمام سرمایه بازنشستگی ام را در راه کوئست دادم

"محمود" یکی دیگر از دستگیرشدگان است که از شهر کلاچای به تهران آمده و در دام این شرکت گرفتار شده است. می گوید: 25 روز است هشت میلیون و 500 هزار تومان دادم و عضو شرکت "QI" شده ام. حقیقت این است که یکی از دوستانم به من گفت تجارتی سراغ دارم که وضع مالی ات را خیلی خوب می کند و هیچ شباهتی به شرکتهای هرمی و گلد کوئست ندارد، بعد هم کلی برایم توضیح داد تا قبول کردم. هر چند که بازنشسته بودم ولی با هزار بدبختی تمام سرمایه ام را در این راه گذاشتم.
محمود 20 روز بود از خانواده اش دل کنده و برای آموزش کسب درآمد در شرکت هرمی به تهران آمده است. پیرمرد در پاسخ به اینکه چرا بدون پرس و جو داخل شرکت هرمی شده است پاسخ داد: من نمی دانستم هرمی است، گفته بودند در ازای پولتان به سفر می روید.

شاید در میان افراد داخل این آپارتمان تنها یک نفر می دانست که این راه به کجا منتهی می شود که او یکی از سرشاخه ها بود. جالب اینجاست وقتی از او سوال کردم چند زیر مجموعه دار دارد گفت: من چند روز است که عضو شده ام در حالی که ماموران اطلاعات از داخل رایانه نام این شخص را با بیش از 50 زیر مجموعه پیدا کردند.

حکم قاضی در کمتر از 5 ساعت/ هرمیها نا امید شده اند

هر چند که دستگاه قضائی هنوز نتوانسته با قاطعیت با تمامی اعضای شرکتهای هرمی برخورد کند ولی نیروهای اطلاعاتی از کوچکترین تحرکات شرکتهای هرمی باخبرند و به گفته یک منبع آگاه آنقدر فاصله بروکراسی اداری میان نیروهای اطلاعاتی و دستگاه قضائی کم است که می توانند در کمتر از 24 ساعت یکهزار نفر از اعضای شرکتهای هرمی را بازداشت کرده و در کمتر از پنج ساعت حکم قاضی را دریافت کنند. به گفته یکی از سر شاخه های شرکتهای هرمی موفقیت دستگاههای امنیتی و انتظامی در مقابله با شرکتهای هرمی سبب شده   مدیران اصلی این شرکتها به خصوص کوئست از فعالیت در ایران ناامید شوند.

----------------

گزارش از سید هادی کسایی زاده

 

 


 
 
الجزیره : ملتهای عربی تشنه درس میدان التحریر
نویسنده : - ساعت ۱۱:۱٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ بهمن ،۱۳۸٩
 
الجزیره : ملتهای عربی تشنه درس میدان التحریر

 

شبکه الجزیره در گزارشی اعلام کرد : هجده روز پیش در میدان التحریر، درس متمدانه دموکراسی آغاز شد، درسی که بسیاری از ملتهای عربی تشنه یادگیری آنها هستند، در حالی که حکام آنها با بدبینی به جمعه ای نگاه می کنند که شاید آنها را به سمت سقوط و رفتن مجبور کند.
 
به گزارش واحد مرکزی خبر ، در گزارش مریم اوباییش خبرنگار الجزیره که ابتدای آن با سخنان عمر سلیمان معاون حسنی مبارک دیکتاتور سابق مصر آغاز شد، آمده است : اگر هزاران بار این سخنان(اعلام کناره گیری مبارک از قدرت) تکرار شود، کسی از آن خسته نمی شود، سرانجام مصر نفس راحتی کشید، جوانان انقلاب خشم، حسنی مبارک رئیس جمهور مخلوع را به طور مسالمت آمیز از کاخ ریاست جمهوری برای همیشه بیرون راندند.

در عرض چند دقیقه "جمعه پیشروی" به "جمعه پیروزی" تبدیل شد و هفته مقاومت با سرنگونی حکومت سی ساله پایان یافت


ساکنان قاهره از همه چیز آزاد شدند و به شادی زایدالوصفی پرداختند، ، شعار"سرنگون شو" به شعار "سرنگون شد" تغییر یافت و شب یازدهم فوریه همچون روز آفتابی شد که تمام آسمان مصر و آسمان تمام مناطقی که ساکنان آن از استبداد حکومت فردی یا گروهی به تنگ آمده اند، روشن کرد.

کسانی که تصمیم به شب زنده داری در برابر کاخ ریاست جمهوری العروبه گرفته بودند گمان نمی کردند که شب اعتصاب آنها به شب جشن پیروزی انقلاب تبدیل شود.

ارتش بلافاصله به مردم اطمینان داد که ماموریتش با اراده انقلابیون تعارضی ندارد و بیانیه شماره سوم در این زمینه صادر شد.

در ادامه گزارش بخشهایی از سخنان یک مقام شورای عالی نیروهای مسلح مصر پخش شد .

در این گزارش آمده است : فجر دیروز با روزهای گذشته فرق داشت، ساکنان میدان التحریر یا میدان بزرگی و سربلندی، به این خاطر که اصلا نخوابیده بودند، بیدار نشدند آنها نماز صبح را به جا آوردند و به ارواح شهدای انقلاب سلام فرستادند.

چادرهای اعتصاب کنندگان همچنان پابرجاست، زیرا انقلاب بزرگترین دستاورد و هدف خود را محقق کرده است اما هنوز اهداف خود را کامل نکرده و پایان نیافته است.

این انقلاب را می توان جمهوری دوم تاریخ مصر خواند، اینجا بود که هجده روز پیش، درس متمدانه دموکراسی آغاز شد، درسی که بسیاری از ملتهای عربی تشنه یادگیری آنها هستند، در حالی که حکام آنها با بدبینی به جمعه ای نگاه می کنند که شاید آنها را به سمت سقوط و رفتن مجبور کند.
 
 


 
 
مجوزی برای اغتشاش فتنه‌گران مورد حمایت مبارک صادر نمی‌شود
نویسنده : - ساعت ۱۱:۱۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ بهمن ،۱۳۸٩
 
مجوزی برای اغتشاش فتنه‌گران مورد حمایت مبارک صادر نمی‌شود

 

معاون مدیرکل سیاسی وزارت کشور درخواست مجوز راهپیمایی به بهانه حمایت از مردم مصر از سوی کسانی که پیش از این مورد حمایت دیکتاتورهایی همچون مبارک بودند را در اجرای خط القای انگلیس مبنی بر تحت الشعاع قرار دادن پیروزی بزرگ ملت مصر تحت تاثیر انقلاب اسلامی ایران دانست.

مهدی علیخانی‌صدر در گفت‌وگو با فارس، با اشاره به درخواست مجوز راهپیمایی سران فتنه به بهانه حمایت از مردم مصر اظهار داشت: این عناصر به غیرقانونی بودن درخواستشان کاملاً واقف هستند و می‌دانند که مجوز اغتشاش دریافت نمی‌کنند.

معاون دبیر کمیسیون ماده 10 احزاب افزود: البته به نظرم انگیزه سیاسی از این بازی‌ها آشکارتر از آن است که بتواند با پوشش نفاق‌آمیزی مانند بهانه حمایت از حرکت اسلامی مردم مصر و تونس پنهان شود. چطور می‌توان باور کرد عناصری که سال گذشته با شعار « نه غزه ، نه لبنان» در برخی از خیابان‌های تهران «سطل آشغال» آتش می‌زدند امسال بخواهند از حرکت‌های ضد آمریکایی در منطقه حمایت کنند.

عیخانی‌صدر بیان داشت: چطور می‌توان باور کرد کسانی که مجری سیاست‌های فتنه‌گرانه‌ آمریکا و انگلیس در کشور بوده و هستند و فتنه‌گری‌های آنها مستمراً و صراحتاً مورد تشویق و حمایت مالی، سیاسی و رسانه‌ای غرب و رژیم صهیونیستی و مبارک و امثال‌هُم است، یکدفعه بر خلاف منافع غرب و دیکتاتورهای دستنشانده آنها که صدای شکستن استخوان‌ آنها به گوش می‌رسد، اقدامی بکنند؟

وی تصریح کرد: ملت هوشیار ایران می‌داند که جریان فتنه پس از سرخوردگی و ناامیدی از حداقل همراهی داخلی، صرفاً می‌خواهد به غرب و صهیونیست‌های در حال سقوط، پیام دهند که روی این‌ها به عنوان «عصای شکسته» حساب کنند.

معاون مدیر کل سیاسی وزارت کشور ادامه داد: بنابراین شکی نیست خیمه شب بازی جدید جریان فتنه، در اجرای خط القایی انگلیس مبنی بر درخواست مجوز خوش‌خدمتی به بیگانگان که قبل از طرح در رسانه‌های داخلی، با ذوق‌زدگی در BBC منتشر شد، از دیدگاه ملت ایران که در انتظار برخورد قانونی با فتنه‌گران و خائنین به منافع و مسائل ملی هستند، به یک طنز شباهت دارد.

درخواست مجوز برگزاری راهپیمایی به بهانه حمایت از مردم مصر در حالی است که روز 22 بهمن ماه امسال خیل جمعیت 50 میلیونی ملت ایران با برگزاری راهپیمایی باشکوهی در حمایت واقعی از مردم مصر و تونس چنان پاسخی به فرعونیان زمان دادند که حسنی مبارک دیکتاتور مصر در همان روز مجبور به فرار از مصر و کناره گیری از قدرت شد و نادرستی ادعای سران فتنه که پیش از این از حمایت دیکتاتورهایی چون حسنی مبارک برخوردار بودند بر همه ملت ایران آشکار است.

همچنین این درخواست فتنه گران، حرکت منافقانه و بازی جدید غرب برای بازگرداندن مشروعیت از دست رفته آنهاست که ضمن خوراک دادن به رسانه های بیگانه و سایتهای ضد انقلابی می خواهد پیروزی بزرگ ملت مصر را که نشات گرفته از انقلاب اسلامی ایران بوده، تحت الشعاع قرار دهد و کمرنگ کند.

حضور 50 میلیون نفری ملت ایران در راهپیمایی گسترده 22 بهمن امسال و سال گذشته و همچنین نهم دی پارسال این موضوع را به اثبات رساند که ملت تاپای جان ایستاده و به هرگونه توطئه و نفاق پاسخ کوبنده خواهد داد.

 


 
 
آقای موسوی! دیگر از آن...ها نمی خوریم!
نویسنده : - ساعت ۱۱:۱۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ بهمن ،۱۳۸٩
 
آقای موسوی! دیگر از آن...ها نمی خوریم!
در این میان گروهک دو نفره فدائیان خلق که توسط فرخ نگهدار و علی کشتگر اداره می شود و پیوند کاملی با شبکه بی بی سی و حلقه جرس برقرار کرده، با بیانیه ای ابراز وجود کرده و از اقدام موسیو کروب حمایت کرد.

تحرک اخیر برخی دست اندرکاران فتنه 88 (انتشار نامه درخواست مجوز راهپیمایی به بهانه حمایت از مردم مصر و تونس) با واکنش ها و ارزیابی های جالبی در محافل اپوزیسیون روبرو شد.

برخی تحلیلگران اقدام اخیر موسوی و کروبی را اقدامی با صرف کارکرد تبلیغاتی و در جهت کاستن از حجم توهین و تحقیر رسانه ها و فعال اپوزیسیون ارزیابی کرده اند اما گروه دیگری از تحلیلگران ضمن تایید موضع از سر انفعال فتنه گران، معتقدند اقدام اخیر کسانی چون کروبی و موسوی ادامه سرویس دهی ناکام به آمریکا و اسرائیل است و آنها در حرکتی که کاملا دیکته شده است تلاش می کنند افکار عمومی و رسانه های جهانی را از تمرکز بر تحولات مهم کشورهایی نظیر مصر و تونس و... منحرف کنند تا آمریکا و اسرائیل و اروپا بتوانند با دو شیوه «سرکوب» و «سرقت»، قیام های ملتهای مسلمان را مهار کنند. این تحلیلگران بر این باورند که غرب در شرایط بحرانی فعلی، نگران اثرپذیری هرچه بیشتر ملتهای مسلمان و برپاخاسته منطقه از جمهوری اسلامی ایران است و به همین دلیل به مزدوران میدانی گوش به فرمانی نیاز دارد که با حاشیه سازی در ایران، از اقبال رو به گسترش ملتها نسبت به جمهوری اسلامی بکاهند! این طیف از مفسرین به اظهارات قبلی سران رژیم صهیونیستی که از فتنه گران به عنوان پیاده نظام ارتش اسرائیل و سرمایه بزرگ تل آویو یاد کرده بودند، استناد می کنند.

اما صرف نظر از این ارزیابی ها آنچه در نوع خود طنزآمیز و جالب توجه به نظر می رسد، رویکردهای متفاوت محافل ضدانقلاب نسبت به اقدام موسوی و کروبی است. در این زمینه ارگان حلقه لندن- مرتبط با MI6 انگلیس- با هیجان تمام مشغول داغ کردن حرکت سرد و بی روح دست اندرکاران داخلی فتنه است. کارشناسان عرصه رسانه البته «جرس» و کسانی چون مهاجرانی و ابراهیم نبوی را به عنوان پت و مت هایی که سیاه بازی «درازگوش تروا» را در آستانه 22بهمن 88 دامن زدند و اسباب ناسزای اکثریت قریب به اتفاق محافل ضدانقلاب طی یک ساله بعدی را فراهم کردند، می شناسند. به همین دلیل برای ناظران بی طرف بسیار جذاب است که ببینند طنزنویس ناموفق جرس در فقدان طراح به درد بخور، در کسوت مشوق اصلی خودنمایی خیابانی ظاهر شود و هزاران کیلومتر آن سوتر از گود (در اروپا) به بقایای فتنه سبز بدهد رهنمود عملیاتی مبنی بر اینکه به خیابان بیایید، ایمیل بزنید، شعار بدهید و ناامید نباشید. او به روش دون کیشوت، خود را فرمانده شبکه های ضدانقلاب تلقی کرده و به بی بی سی و صدای آمریکا و رادیو فردا و فیس بوک و سی ان ان و فاکس نیوز دستور داده! که در این زمینه فعال شوند. این در حالی است که رسانه های غرب با علم به گروهان از هم پاشیده فتنه، حاضر نیستند برای چندمین بار روی این جریان بازنده شرط بندی کنند.

غیر از رسانه های غربی، رسانه های اپوزیسیون نیز واکنش های خواندنی بروز داده اند. در حالی که یکی از کاربران «بالاترین» با اسم مستعار خطاب به هم قطاران ساده دل تر نوشته بود «اگر در تجمع نیامدید و فرصت را سوزاندید، دیگر [...] می خورید که از این به بعد گله و شکایتی بکنید و خودم می زنم توی دهنتون».
کاربر دیگر این گونه نوشت: دوستان خارج، لطفا ما را جوگیر نکنید. راست می گویید بیایید با هم دستگیر بشویم و چماق بخوریم. پول بلیط تون هم با من، دیگه جوگیر نمی شوم.

در این میان گروهک دو نفره فدائیان خلق که توسط فرخ نگهدار و علی کشتگر اداره می شود و پیوند کاملی با شبکه بی بی سی و حلقه جرس برقرار کرده، ضمن بیانیه ای ابراز وجود کرده و ضمنا از اقدام موسوی حمایت کرد. گروهک های ورشکسته دیگری چون منافقین و اتحاد جمهوریخواهان و سلطنت طلبان هم به بهانه اعلام حمایت از اقدام موسوی و کروبی، نام و امضای خود را در قالب بیانیه ها و مصاحبه هایی منتشر کرده اند.
با این حال «ف. م سخن» کسی که پیش از این در گویانیوز تصریح کرده بود «من از این به بعد غلط بکنم مطلبی بنویسم که کیهان به آن استناد کند»، به خاطر شدت ناراحتی از بی عملی فتنه گران، توبه خود را شکسته و نوشت: بسیار زشت است وسط هیجان سیاسی، از عقل و تعقل سخن به میان آوردن اما نقش نویسندگان غیروابسته در این هنگامه غوغا چیست؟ آیا باید دنبال هیجان جماعت- آن هم از نوع کاذب اینترنتی- به راه افتاد و بر عقل سلیم قلم کشید؟ اینها را چرا می گویم؟ به خاطر اینکه مطمئن هستم این فضا فردا به یأس منتهی خواهد شد. نباید بیش از این دچار هیجان شویم. ما ضربه سختی از احساساتی گری و هیجان زدگی خوردیم.

 


 
 
در مورد راهپیمایی 25 بهمن !
نویسنده : - ساعت ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ بهمن ،۱۳۸٩
 
در مورد راهپیمایی 25 بهمن !
به ما چه ؟
رهبران جنبش سبز از ما خواسته‌اند در روز 25 بهمن به خیابان‌ها بیاییم و از مردم مصر و تونس حمایت کنیم. راستش کمی تعجب کردم. چون هیچ نسبتی بین ما و کشورهای عربی وجود ندارد، زیرا:

1ـ برای ما منافع ملی اصالت دارد و از روز اول که به اصلاحات آری گفتیم،‌برای همین بود که از شعارهای جهان وطنی اقتدار گرایان بیزار بودیم.

2ـ ما با رادیکالیسم اسلامی سر ستیز داریم، زیرا جنبش ردایکالیسم زاده‌ی تفکر اقتدارگرایان ایران است. پس چگونه در حالیکه با اقتدارگرایان سرهمراهی نداریم با مولود این گفتمان همراهی و هماوایی کنیم؟

3ـ مردم تونس به دنبال حجاب، نماز و در پی تقابل با مظاهر مدرنیسم هستند و می‌خواهند نمادهای پیشامدرن را احیاء کنند. درحالی‌که جنبش سبز بر نوسازی مبتنی بر مدرنیسم تکیه دارد، چگونه می توانیم از جنبش مردم ماقبل مدرن حمایت کنیم؟

4ـ نظرسنجی‌های معتبر نشان می‌دهد که اکثر مردم مصر مخالف سیاست‌های آمریکا و دشمن اسرائیل هستند. در حالی‌که ما بر پایه سیاست بین‌الملل‌گرایی، با این‌گونه رویکردها فاصله‌ای جدی داریم. حال می‌خواهیم در راهپیمایی 25 بهمن چه بگوییم آنگونه که من می‌فهمم آن‌چه که علت راهپیمایی اعلام شده با گفتمان جنبش سبز هماهنگی ندارد. مگر این‌که بگوییم با اتخاذ یک تاکتیک بدنبال فشار بر رژیم هستیم که فکر نمی‌کنم این تاکتیک مؤثر بیافتد.

معتقدم باید شجاعانه به چیزهایی که باور داریم استوار بمانیم. این تاکتیک رهبران ما را به مرز رادیکالیسم و مؤلفه‌های پیشامدرن می‌غلتاند. چون حاملان و عاملان جنبش سبز از هویت‌های متکثرند، این تاکتیک بخش عمده‌ای از آن‌ها را وادار به مرزبندی با جنبش ما خواهد ساخت.

 


 
 
← صفحه بعد صفحه قبل →